و عایدم، یک بازدم و آه گنده می شود
اینجا پناه سرها، خسته؛ به گریبان می شود
رسم است! با گرفتن دم آن و این، دم، تازه می شود
نه ! هیچ کس محرم نیست و منتظر نباش؛ که می شود...
آی مطرب! نزن تار و ساقی؛ نریز جام
کین دلها؛ پر از فغان و جام ها؛ ز زهرمار می شود...
آآآآآآآآآآآه که دلم، تنگِ دم تازه می شود
برچسب:
نویسنده: پویا فراهانی